چند روز پیش بود که بانو هوس درست کردن زیرپایی کنفی کرد و بالاخره یکی ساختیم و جلوی در ورودی انداختیم ، نه اینکه بهترین بوده باشد ولی تماشا کردن و استفاده از خودساخته ها خیلی دلچسب است !! شاید هم همین زحمت کشیدن هاست که دلبستگی را عمیقتر می کند ...
در گشت و گذارهای اینترنتی برای یافتن نمونه جالبتر به چند مورد هم برخورده بودیم ، از جمله یک میز که با تایر ماشین درست شده بود و رویش را کنف پیچی کرده بودند !! بعضی وسایل دست ساز شاید زیبا باشند ولی اگر در محل مناسب مورداستفاده قرار بگیرند ، بهترتر جواب می دهند ... مثلا درست کردن وسایل با تایر و ... برای گذاشتن در خانه باغ و یا محل کار و ... و اینکه زیبا بودن چیزی دلیل استفاده کردن از آن در هر کجا نیست !!
همان روز یکی از دوستان که کاردستی ما را دیده بود به من گفت که یک فقره از آن تایر ها کنف پیجی شده می خواهد و گفت که تایرش را خودش می دهد و ... همین مکالمه باعث شد تا من به یکی از دوستان که در کار تهیه و تولید یونولیت است زنگ بزنم و سفارش یکی دو فقره استوانه یونولیتی بدهم ؛ هر چه باشد هم از تایر باکلاس تر است و هم سبک تر و ... اتفاقا همان عصر عکس های مربوط به یونولیت های سفارشی را برایم فرستاد و فردای آن روز آنها را به من رساند !! زندگی در یک شهر بزرگ از این مزیت ها زیاد دارد ، همه چیز در دسترس هستند و براحتی می شود آنها را تهیه کرد ؛ با وجود اینترنت و اینهمه نیاز صادق و کاذب (!) نمی دانم چگونه می توان یک عده را توجیه کرد که پشت کوه بنشینند و با همان چند مورد نیاز بسیار اولیه خوش باشند و البته دلشان خوش باشد به شنیدن رادیو و دیدن شبکه های آسمانی رسانه ی ملی !!!!!
بروم قسمت توی پارانتز :
1... اگر یکی تلویزیون ترکیه را نگاه بکند باخود فکر می کند که اینها در تی وی اینجوری هستند و توی شهرشان حالا چه غلغله ای هست !؟ ولی وقتی وارد ترکیه بشود می بیند که تا همان دمدمای آنکارا انگار مردم فقط شبکه معارف دارند و در نهایت چند مورد کت دامن مدل کارمندی و همین ... تازه در استانبول و ازمیر هم از آن لباس ها و آدمهایی که در سریال ها هستند خبری نیست !!! نه اینکه کلا نباشد ، آنطور که آدم فکر میکند باید باشد نیست ... همان تعریف واقعی اقلیت !!
حالا اگر یکی تی وی ایران را ببیند و بعد برود توی خیابان های این شهرهای بزرگ بگردد خیلی راحت می تواند معنی مجازی اقلیت را بداند !!! تازه حسرت به دل می ماند که یکی از این خانم های محجبه اسلامی موجود در تبلیغات های تی وی را در بیرون از جعبه جادویی ببیند !! شاید هم محصول انیمیشن های پیشرفته هستند و مجازی تر از واقعیات موجود حامعه !!
2... امروز داشتیم رادیو گوش می کردیم و همزمان کار کنف پیچی هم داشتیم ، رادیو آوا هم داشت برای خودش از چهارگوشه کشور می خواند !! کاش حالا که در هر گوشه ی کشور یک منطقه ی آزادی برای کلاهبرداری بنام تجارت باز کرده اند (!) چند تا از ین شبکه ها را هم شبکه آزاد بکنند و همن رادیو آوا هم هر از گاهی چند تا از آهنگ های قدیمی و خوب را پخش بکند ، با این آهنگ هایی که پخش می کنند آدم به کجای موسیقی و فرهنگ دلش خوش باشد ... هر از گاهی یک موسیقی بدون آواز از نوع تکنوازان پخش می کند و آدم می بیند که همان قدیمی ها واقعا اساتید بودند و کاربلد و خدا را شاکرم که هنوز ویولن خرم ، پیانو معروفی و تار شهناز را می شناسم و سنتور پایور و ... را
همین بهانه ای شد تا من کارم را رها بکنم و یکی دو موج بالاتر بروم تا ببینم رادیو خبر خاص دیگری دارد و در این دو سه روزی که نبوده و نشنیده ام به حول و قوه ی الهی هواپیمای وزیری ، قطار وکیلی ، هلی کوپتر سرداری ، ماشین سفیری و ... سقوط کرده باشد و ...(!؟) اولین چیزی که نصیبم شد رادیو اقتصاد بود و خدا را شکر هنوز مجری های رادیو از وزیر و معاون و کارشناس بهترتر اقتصاد را حالی می شوند و خیلی بموقع برای رجزخوانی های بیهوده شان گیر می دهند !!! چیز خاصی نبود الا اینکه دولت حمایت بکند تا اشخاص خاص بتوانند وام های کلان بنام تولید بگیرند و بعد تحریم ها را بهانه بکنند و وام را پس ندهند و بروند در خارج از کشور خوش به حالی بکنند و فوقش ده سال بعد یک دهم آنها گیر بیافتند و تولید هم که رقابتی بشود با سایر کشورها !!! یک خبر جالب هم بود آن اینکه فصل مداد و کیف و دفتر فرا رسیده است و طبق فرموده رئیس یا معاون و یا مدیرکل که پشت خط بود هنوز 60 درصد اقلام از چین و کره می آید و چنان مشکوک خبر را اعلام کرد که من مطمئن شدم رقم بالای 80درصد است !!! 10درصدی هم اقلامی هستند که ایرانی محسوب می شوند ولی به سفارش برخی از اشخاص در همان چین و با قیمت بسیار نازل تولید می شود و به کشور می آید !! ولی اینها چیز زیاد قابلی برای بیان نبودند و حالا می رسم به بخش مهم برنامه های رادیو که رادیو معارف بود و اجرای بسیار متین و ویژه ای که آدم فکر می کند در مدینه نشسته است و بعد از پخش اذان خود پیامبر می خواهد بیاید نماز جماعت را بخواند ؛ یعنی برای حال و هوای رادیو معارف کسی بهتر از این پاچه خواری نکرده است !!!!! خلاصه اینکه رسیدیم به بخش بسیار زیبا و پر شنونده و پربارِ پرسش و پاسخ و یک شنونده ی بسیار عزیز که از کره مریخ تماس گرفته بودند و سوال کردند که اگر از یارانه ای که هر ماه می دهند برای سال بعد بماند (!) مشمول خمس می شود یا نه (!؟) اینجا بود که دوباره کارم را رها کردم و کانال را برگرداندم رو رادیو آوا و گفتم این موسیقی حرام از آن معرفت حلال ، حلال تر است !!!! اینا دیگه کی هستند بوخواااااااا !؟!؟
و امما جواب فقهی دادویی به سوال آن شنونده عزیز از مریخ : کسی که از یارانه اش برای آخر سال چیزی مانده باشد ، معلوم است که اواسط سال فوت کرده است (!!!)
توی پارانتز را رها کنیم ولی یک نیمچه توی پارانتز از نوع پزشکی برای همین مقوله ی توی پارانتز !!! یکی از مشکلات جسمی که ناشی از نرسیدن و کافی نبودن ویتامین D در بدن می باشد همین پارانتزی شدن پاها بود انگار (!؟!؟ ) بنظر من افزایش مطالب توی پارانتز در ادبیات شفاهی و کتبی و رسانه و غیررسانه و افواه عمومی بنوعی ناشی از کاهش و نرسیدن اطلاعات درست ( د را داشته باشید !! ) به مردم است !!!!!!!
بعدزا آن زیرپائی کنفی ، دیشب قسمتی از کارهای مبلمان یونو- کنفی را نیز تمام کردیم و امروز نیز تا لنگ ظهر مشغول ادامه کارها بودیم ... ست مبلمان یونو - کنفی ، بیشتر به ست مبلمان ویژه برای قمار بازی کردن شبیه است و البته از همین حالا جایش نیز مشخص شده است و بسیار هم شکیل شده است ، یک عکس از تکمیل 95% آنها می گذارم تا ببینید و نظر بدهید ، تازه سفارش هم قبول می کنیم !!!
