خرید بک لینک

پنجشنبه حوالی ساعت 11 بود که زنگ خوردیم و مادربانو ما را برای ناهار دعوت کرد ... در حالیکه بانو با مادرش حرف می زد من از این طرف یک چشمک صوتی آمدم که اگر دوست دارند برویم زیر سایه درختی (کو آفتاب ؟ ) بخوریم که هوائی تازه کرده باشیم !! بعد معلوم آمد که کله ی صبح آ قئین نیز همچین پیشنهادی داده بودند و یک طرفه رد شده بود !! در خاتمه ی مکالمه ، قرار بر همان دعوت ناهار بسته شد ...

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی مهدوی تاريخ: چهارشنبه 24 آبان 1396 ساعت: 20:34

صفحه بندی