ما و مطالعه
-
تاریخ: 1396/4/25 ساعت: 3:41
چرا سرانه ی مطالعه در کشور ما پائین است !؟ این سوالی ست که خیلی ها را بظاهر نگران می کند ولی آیا طراحان این سوالها که غالبا برای پر کردن اوقات فراغت رسانه ی ملی بکار می رود و احیانا باکلاس نشان دادن برخی ها ( من جمله من ! ) واقعا خودشان اهل مطالعه در حدی ماکزیمم هستند که برای می نیمم های جامعه و اک
ما از دعوت شدگانیم
-
تاریخ: 1396/4/25 ساعت: 3:41
در برخی مراسم ها حضور عده ای لازم تر از آن است که دعوت بشوند و چنانچه ما بتوانیم حضور آنها را بدون دعوت بپذیریم که یک نوع " سلمان منی " تلقی می شود ، خیلی از گره های کارمان در برگزاری مراسم باز می شود ولی چنانچه بخواهیم از آنها بعنوان دعوت شده تعریف بکنیم در قبال برخی کمک هایی که می شد انتظار داشت
نیمه تمام و ناتمام !!
-
تاریخ: 1396/4/22 ساعت: 15:18
برخی چیزها در ذات خودشان ناتمامی دارند و قدم به قدم پویا می شوند ... مطمئنا خوشبختی از این دسته نیست ولی بدبختی را می شود از این مقوله دانست !! برای تداوم خوشبختی باید حواس را جمع کرد ، زود تمام می شود ولی بدبختی را اگر رها بکنیم مانند گیاه هرز تمام باغچه را می گیرد ! برخی چیزها نیمه تمام می مان
ضمیمه ی قبلی ...
-
تاریخ: 1396/4/22 ساعت: 15:18
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تسویه حساب یا تصفیه حساب !؟
-
تاریخ: 1396/4/22 ساعت: 15:18
در زبان فارسی اشتباههای رایج و مصطلح زیاد دیده میشود؛ اما گاهی درباره درستی و غلطی برخی کلمهها وضعیت مشخص نیست و اختلاف نظر وجود دارد. به گزارش خبرنگار ادبیات ایسنا، «تصفیه حساب» و «تسویه حساب» از این دست عبارتها هستند. مدتی به کار بردن تصفیه حساب در امور مالی غلط پنداشته میشد و برخی میگفتند
یک نیمروز ساده
-
تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 0:10
بعد از یکهفته ددر دورهمی ، هفته ی اول بازنشستگی را با یک زندگی عادی شروع کردیم ، روزهای ابتدای بازنشستگی به تعطیلات آخر هفته و روزهای بعدی به انتهای ماه رمضان خورده بود ... از روز عید هم که به ددر رفته بودیم !! صبح حوالی ساعت 7 قید خواب را زده و رفتم تا نان تازه برای صبحانه بگیرم ، تا همینجا دو
الورزش ؛ اول الوقت !!
-
تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 0:10
امروز را با ورزش ورق زدم ، طبق عادتی که خیلی هم به مذاق خودم خوشآیند است سر ساعت ۶ بیدار می شوم و حداقل یک ساعتی نمی توانم بخوابم و اگر تلاش مضاعف برای خواب بکنم باید حدود یکساعتی با وول خوردن در بستر کنار بیایم و همیشه از این موضوع بدم آمده و می آید ... علمای اخلاق تاکید می کنند که اگر می خواه
نان ،قیچی ، مادربزرگ !!
-
تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 0:10
یادش بخیر ... آن قدیم ها که برای ناهار می رفتیم خانه مادر بزرگ ( ناهار برای مهمانی های غیررسمی بود و تکرار زیادی داشت ولی شام غالبا مهمانی های رسمی بود ،مثلا افطاری!! ) بعد از اینکه غذا خوردن تمام می شد ، مادر بزرگ گنجه را باز می کرد و قیچی کوچکی را که مخصوص نان بود برمی داشت و نان ها را خرد می
طعم مجهول نان !
-
تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 0:10
دیروز کامپیوتر را برده بودم برای سرویس سالانه ، متولی امور رایانه و حومه ! چند وقتی بود که جمع کرده بود و وسایل مغازه را برده بود در کاراژ خانه شان ، هماهنگ کردم و با آژانس سیستم را تحویل دادم ... آدرسی که برایم اس ام اس کرده بود ، جزو آدرس های ناآشنا در شهر بود ، گاهی اوقات این اسامی جدید هستند د
یک جای کار می لنگد ...
-
تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 0:10
امروز حوالی ساعت 10 از خانه بیرون رفتم ، کار خاصی نداشتم و از قرار معلوم نباید داشته باشم ، یک عمر پشت سر دو شغله ها گفته ایم و حالا خوب نیست عرق بازنشستگی خشک نشده ، دست به کاری بزنیم ؛ هرچند حضرات پیشرو که از سلسله ی قارونیان می باشند ، زیر لوای ایجاد اشتغال هرکدام چند شغل را قبضه کرده اند !!
و آمما دیروز ...
-
تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 0:10
دیروز چیزی ننوشتم !! چون دچار حادثه شده بودم ؛ آنهم از نوع زلزله ی شخصی !! و بدلیل اینکه یکی دو کار جزئی در بیرون از خانه داشتم و نیاز به وقت برای ساماندهی بقایای زلزله (!) و همچنین تحمل برای گرمای تیردادی و خلاصه اینکه نه می توانستم از طریق کامپیوتر بنویسم و نه می خواستم در موبایل بنویسم !!!! گاه
خلوت صبحگاهی
-
تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 0:10
دیروز بعد از ظهر بدلیل اینکه گرما کلافه ام کرده بود ، وقتی به خانه رسیدم یک پارچ دوغ از نوع من پسند درست کرده و خوردم و رفتم سراغ کتاب های زیر هم مانده و قسمت عمده ای را از زیر آوار بیرون کشیدم ...برای برخی از آنها انگار توفیقی بود این فرو ریختن که دوباره به چشم بیایند !! کم کم داشت دوغ تاثیرش ر
باران تیردادی ...
-
تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 0:10
باران می آید ... یک ریز و تند ،رگبار می زند !! فریاد می کشد !! حوالی ظهر آسمان ابری شده بود ، حالا که دقت کردم آسمان صبح هم بی ابر نبود ... لابد چون چله تابستان بود به او بی توجه بودم !! نیم ساعتی می شود که آسمان می بارد ، وقتی دید باریدنش را بی تفاوت نشسته ام ، غرشی کرد !! و باریدن را تندتر .
تبریز 2018
-
تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 0:10
آدم تنبل بهانه اش برای شانه خالی کردن از وظیفه عادی است ولی وقتی از کاری که به نفع خودش است شانه خالی می کند ، تنبلی اش تعریف کردنی می شود ... روزگار است دیگر ، امروز یقه ی مرا می دهد دست تو تا هر جور دوست داری بفشاری ؛ ولی زیاد خوشحال نشو چون یک روز می رسد که یقه ات را می دهد تا دیگران بفشارند و ای
تارنما ...
-
تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 0:10
از دیروز این بلاگ هم قات زده است ... ( ثبت می کنیم که یادمان باشد !! ) دلخوش بودن به این وبلاگ ها عین لهو و لعب است !!
عیدتان مبارک
-
تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 12:30
امروز هم گذشت ، سی روز تمام شد و انگار چشم برهم زدنی بود ...زندگی هم همینطور است ، از اینطرف که نگاه بکنی انگار روزها نمی گذرد ولی از هر ایستگاهی که به عقب نگاه بکنیم ، انگار خواب کوتاهی بود و چشم برهم زدنی !! عیدتان مبارک ... طاعات و عباداتتان در هر حد و اندازه ای که بود ، در بالاترین و بهترین
صبح بخیر تهران
-
تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 12:30
پاسخ:سلاماللهم بیربیر ...ابتدای سفر بودیم و هوا صاف و برج میلاد بیدار ... بقیه را هم ببینیم چه می شود ، فعلا جاده در حد انفجار ترافیک سنگین دارد ...ضمنا برج میلاد را با بیت المال 96درصدی ها ساخته اند ، هرچند چهاردرصدی ها از آنجا استفاده می برند ....
یوم التخلیه
-
تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 12:30
حوالی ساعت 22 بود که راه افتادیم ، مقصدمان تهران بود و اوائل جاده هراز ، رودهن ... تجربه ی سالها ددر رفتن ثابت کرده بود که در تعطیلات عمومی ، استفاده از طبیعت و آرامش آن نه تنها صفر می شود بلکه دلخوری های مضاعف بهمراه دارد ... در این قبیل روزها ، بهترین کار در خانه ماندن است و یا اینکه بصورت دور
دامان دماوند
-
تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 12:30
برنامه ددری امروز رفتن به ابتدای جاده هراز و حضور در پای دماوند و طبیعت زیبای آنجا بود ... امامزاده هاشم و پیست آبعلی با مغازه هایی که ویترین هایشان پز از انواع دوغ آبعلی بود مرا تا 25 سال پیش پرت می کرد ... یکی از جلوه های مازندران حضور فروشندگان ترکمنی است ، در سراسر مازندران می شود بازارچه ها
چو بید بر سر ایمان خویش می لرزم
-
تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 12:30
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">